خرید بک لینک
با یک اتفاق ساده و جالب آقای ساده رئیس تربیت بدنی علوم پزشکی یزد با یک شخص دیگر با همین اسم و فامیل که در یزد نادر بود آشنا شد . داستان اینطور بود آقای رضای ساده که کارمند اداره برق یزد است و از اهل فردوس مشهد ، کیف مدارک خود که شامل تمام مدارک اعم از کارتهای بانکی و کارت گواهینامه و غیرو را در جریان یک خرید در مغازه ای جا میگذارد و بعد از چند روزی که میگذرد متوجه میشود که تمام مدارکش گم گردیده است به گمان اینکه شاید پسر بچه اش آن را از ماشین به بیرون پرت کرده است ولی جالب اینجاست که راننده آقای ساده در همان مغازه ای که کیف کارت جامانده بوده برای خرید به آنجامیرود و مغازه دار از ایشان می پرسد که صاحب این عکس را میشناسی تا راننده نگاه به اسم این شخص که می اندازد میگوید که این کارت متعلق به آقای ساده رئیس اداره تربیت بدنی است القصه بعد از اینکه کیف را می آورند تا آقای ساده نگاه میکند می بیند که این کیف متعلق به او نیست و متعلق به فرد دیگری است بالاخره آقای ساده علاقه مند میشود که با آن فرد هم اسم خود آشنا شود که با پیگیریهای که میشود آن شخص را پیدا کرده و به آن شخص عکس می اندازد

برچسب: نویسنده: آرین پورعلی تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 16:21

صفحه بندی